X
تبلیغات
♠ ♥ ♦ ♣ عشق و جزا ♠ ♥ ♦ ♣

دختری زیر باران

بدترین قسمت زندگی انتظار کشیدن است
و بهترین قسمت زندگی داشتن کسی است که ارزش 
انتظار کشیدن را داشته باشد

عکس عاشقانه

بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستاره

انتظار تو کشیدم تا که برگردی دوباره

در غروب رفتنت ، لحظه هایم را شکستم

زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم

پشت شیشه روز و شب ، دل به بارون می سپارم

من برای گریه هام ، چشمه ها رو کم می یارم

انتظار با تو بودن منو از پا درمیاره(...)



تاريخ : شنبه هفدهم فروردین 1392 | 16:49 | نویسنده : ♣ سورنا ♣ |


 

دم از بازی حکم میزني!
دم از حکم دل میزنی!
پس به زبان "قمار" برایت میگویم!

 قمار زندگی

را به کسی باختم که"تک"-"دل" را با "خشت" برید!

جریمه اش یک عمر "حســــرت" شد!
باختِ زیبایی بود!

 

یاد گرفتم به "دل"  ، "دل"  نبندم!
یاد گرفتم از روی "
دل"  حکم نکنم!

 

"دل" را باید " بُــر" زد جایش "سنگ" ریخت که با
"خشت"، "تک بــُری" نکنن...!! 
 
 



تاريخ : پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 | 16:48 | نویسنده : ♣ سورنا ♣ |

حســــــرت !
یعنـی رو بـﮧ رویــــم نشستـﮧ اے

و باز خیسـی چشمـــانـــم را

آن دستمـال خشک بـی احسـاس پــاک کنــــد ...

 

حســــــرت !

یعنـی شانـﮧ هایـت ، دوش بـﮧ دوشـم باشـد

اما نتـوانـــم از دلتنگــی بـﮧ آن پنــاه ببــــرم ...

حســــــرت !
یعنــی تــــ ــــو

کـﮧ در عیــن بــــودنت داشتــنت را آرزو مـی کنــــم(...)

 

 

خــدایـا دیـــــدی ... ؟!!

کلی بـــــاران فرستـادی ، تــا ایـن لکـه هـا را از دلـم بشـویـی ...

مـن کـه گــفته بــودم لکــه نیسـت !!!

زخــم اســت ... زخــم ...


 



تاريخ : جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 | 10:27 | نویسنده : ♣ سورنا ♣ |

خانه ای خواهم ساخت
که در و پنجره اش قفل شود
تا کسی بی اذن من داخل خانه نشود
….
میهمانم قدمش بروی چشمم، لیکن
آنکه از خانه بخواهد دل بدزدد هرگز
من دگر پیر شدم
خسته…
زمین گیر شدم
پای رفتن به سراغ دل خود را هیچ ندارم، هرگز
با دلم بازی بس است
این چراغ آخر است
بگذارید تک و تنها به خودم فکر کنم
بنویسم و مرور فکر خویش
خاطرات تلخ و شیرین

دفتری با برگ کاهی از همه رنج دلم
دل خونین، بغض خسته، فکر رنجور ای خدا
درد دارم بخدا
از همه رهگذارن…
از همه آنان که با نامهربانی میروند…!



تاريخ : پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392 | 17:14 | نویسنده : ♣ سورنا ♣ |

...همــــیشـه دقــیقا وقـــــتی پـُر از حـــرفم

...وقتـــی بغــــض میکـــُنم

...وقتـــی دآغونــــم

...وقــــتی دلــِم شکــــستـه


...دقیقــــا همیـــن وقـــــتا

:آنقــــدر حــرف دارم کـــه فقــط میتونــم بگـم

 

...بیخـیال 



تاريخ : جمعه سی ام فروردین 1392 | 15:42 | نویسنده : ♣ سورنا ♣ |
 
 
می‌ گویند ساده ام
می گویند تو مرا با
یک جمله،
یک لبخند، به بازی‌ میگیری...
می ‌‌گویند ترفند‌هایت، شیطنت هایت و دروغ هایت را
نمی فهمم...
 
می‌‌ گویند ساده‌ام
اما تو این را باور نکن‌
من فقط دوستت دارم ، همین
و آنها این را نمی‌‌فهمند.....!
 
این تنـــها دردیست که مــرا
سخــت آزار میدهــد(...)




تاريخ : شنبه هفدهم فروردین 1392 | 17:53 | نویسنده : ♣ سورنا ♣ |

 هرزگی مختص تن فروشی نیست
ربطی به جنسیت هم ندارد
همین که از اعتماد کسی سو استفاده کنی..هرزه ای
همین که به دروغ بگی دوستت دارم..هرزه ای
همین که خیانت کنی..هرزه ای
همین که رفاقتت به خاطر پول باشه..هرزه ای
همین که عشق و نفس کس دیگه رو بدزدی بزرگترین خیانت رو به همجنس خودت کردی..... 
هرزه ای
اگه میخوای تن فروشی بکنی .صاحب اختیار بدنتی..اما هرزه گی نکن
چون باید از احساس و آبروی دیگران مایه بذاری
اگر خیانت کردی و رفتی آنقدر انسان باش که بگی خیانت کردم نگو تو بد بودی و هرزه بودی...!



تاريخ : چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392 | 11:51 | نویسنده : ♣ سورنا ♣ |

[تصویر:  y8aluoc39c2zitsb1f0d.jpg]

مـــذکر عزيــــز : " مـــــ♥ــــرد " بـــاش

 

زميــــن به مــــرد بودنـ ــــت نيــــاز داره ! مــــرد باش ؛ نـــه فقط با جســ♥ــمت !

 

مـــــرد بــــاش با نگــــاهت ، با احســ♥ــاست ، . . . !



مردونه حــــــرف بزن ، مــــ♥ـــــردونه بخنــــــد ، مردونه گريــــــه کن ،

 

مــــــردونه عشـــ♥ـــق بورز ، مردونه ببــــــــخش ، . . . !

 

مرد بــــــاش و هيچ وقت نامـــ♥ــردي نکن ؛

 

مخصوصـــــا در حق کســـــي که باورت کـــ♥ـــرده

 

و بهـــــت تکيـــــه کرده !(...)



تاريخ : یکشنبه یازدهم فروردین 1392 | 0:24 | نویسنده : ♣ سورنا ♣ |

zibatarin-axha-05

سرنوشت مرا خیر بنویس

تقدیری مبارک

تا هر چه را که تو دیر می خواهی زود نخواهم

و هر چه را که تو زود می خواهی دیر نخواهم .

normal_Avazak_ir-Boy54

اندرون سینه اندوهی فراوان است...

خوب می دانی، که این لبخندهای تلخ

به کامم هیچ شیرینی نمی بخشد...

خداوندا تو آگاهی ز پندارم…!



تاريخ : دوشنبه پنجم فروردین 1392 | 16:53 | نویسنده : ♣ سورنا ♣ |


 

با خوبی ها و بدی ها ، هرآنچه که بود؛برگ دیگری از دفتر روزگار ورق

خورد برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت.


 یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آنگونه که هستند ، نه آنگونه

 که می خواهم باشند...!


 یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با

 خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد...!

 



تاريخ : پنجشنبه یکم فروردین 1392 | 17:5 | نویسنده : ♣ سورنا ♣ |
.............................
دعای فرج